دات کام


امروز پس از ماه‌ها تلاش موفق شدم دامنه ahmadvand.com را ثبت کنم.

جالب اینجاست که خرید این دامنه ۱۲هزارتومانی در زمانی که در تصرف اشخاصی دیگر بود، از ۵۷دلار تا ۱۰۰۰دلار به من پیشنهاد شده بود و من طبیعتا قبول نکردم.

نکته جالب تر از همه این است که پس از آزاد شدن امکان ثبت هم یک پیشنهاد ۱۰۰دلاری برایم آمد!

به هرحال الان آدرس قفسه من به www.ahmadvand.com تغییر کرده است.

هرچند که آدرس‌های زیر کماکان پابرجا هستند، ترجیح می‌دهم دوستانی که به من لینک می‌دهند، آدرس جدیدم را درج کنند.

آدرس‌های قفسه:

www.ahmadvand.com

www.ahmadvand.net

ir.ایران.احمدوند.www

com.احمدوند.www

قالیباف


دکتر قالیباف پس از مدتی سکوت، دوباره وارد بازی شده است.

اما آیا او دوباره قصد کاندیدا شدن را دارد؟

با توجه به روحیات شخصی ایشان، شکی در این نیست که رسیدن به پاستور از آرزوهای اوست. اما آیا اکنون زمان خوبی برای رسیدن به این آرزوست؟

به نظر می‌رسد که قالیباف در این دوره قصد رئیس جمهور شدن ندارد و سر و صداهای جدید آن برای کسب امتیاز از رقباست. با توجه به اینکه گزینه اصلی اصولگرایان (احمدی نژاد) حاضر به باج دادن به او نیست، تنها گزینه باقی مانده، اتحاد با اطلاح‌طلب‌هاست. اما مگر می‌شود قالیباف که عمری ادعای اصولگرایی داشته است با اصلاح‌طلب‌ها هم کاسه شود؟

بله امکان دارد. با توجه به سابقه میرحسین موسوی این امکان به وجود می‌آید. مهندس موسوی، پس از توجیه سکوت ۲۰ ساله خود، مردی خواهد بود که نقطه ظعف بزرگ دیگری نخواهد داشت.

در این شرایط دکتر قالیباف می‌تواند به یکی از روش‌های زیر به یاری مهندس موسوی بشتابد و در صورت پیروزی میرحسین، چند وزیر به کابینه او بفرستد.

روش اول، همکاری علنی با ستاد مهندس موسوی. البته این روش برای شهردار تهران پرهزینه خواهد بود و او را رسما از صف گروه‌های اصولگرا خارج خواهد کرد.

روش دوم، استفاده از پتانسیل رسانه‌ای برای تخریب احمدی‌نژاد بین اصولگرایان. در این روش سهم او در کابینه میرحسین کمتر خواهد بود. چون اولاً تخریب بیش از حد اثر معکوس دارد، در نتیجه قالیبافیان باید مواظب این مسئله باشند. ثانیا اگر رسانه‌های قالیباف حد تخریب را رعایت کنند، نقش آن‌ها در رای آوری احتمالی میرحسین کمرنگ خواهد بود و در نتیجه سهم‌شان کم خواهد شد.

روش سوم، کاندیدا شدن در انتخابات با شعار‌های اصولگرایانه، برای خرد کردن رای احمدی‌نژاد. این روش می‌تواند موثرترین کار برای رئیس جمهور شدن مهندس موسوی باشد. اما مضرات خاص خود را دارد. قالیباف می‌داند که اگر این بار هم کاندیدا شود و رای نیاورد، هیچ وقت دیگر هم نمی‌تواند رئیس جمهور شود. با توجه به غرور و قدرت‌طلب بودن قالیباف، این روش تصمیم خطرناکی خواهد بود. باید دید که آیا اصلاح‌طلب‌ها حاضرند هزینه‌ی این فداکاری بزرگ را به دکتر قالیباف بپردازند!

خوب‌ها ؛ بدها


گاهی اوقات شنیده می‌شود که مسئولین سابق و ذینفوذان به این دلیل با احمدی‌نژاد مشکل دارند که دستشان از بیت‌المال کوتاه شده است و در زمان احمدی‌نژاد نمی‌توانند مانند سابق عمل کنند.

اما آیا واقعا همه‌ی مخالفین رئیس‌جمهور دزد بیت‌المال بوده‌اند!؟

جواب یقنا “نه” است. به شخصه افراد زیادی را می‌شناسم که نه تنها ریالی از بیت‌المال در جیب‌شان نرفته، بلکه با اینکه از مال دنیا چیز زیادی هم ندارند، مال شخصی خود را هم به راحتی انفاق می‌کنند.

پس آیا حق با مخالفین احمدی‌نژاد است!؟

به این سوال هم باید پاسخ “نه” داد. چراکه علیرغم اشکالاتی که در دولت احمدی‌نژاد است، برایند رفتارهای این دولت مثبت است.

در اینجا سوال اصلی این است که پس چرا این گروه با رئیس دولت نهم مشکل دارند.

این سوال مدتی است که ذهنم را مشغول کرده و خیلی به آن فکر کرده‌ام.

برای پاسخ به سوال بالا باید این دسته از مخالفین احمدی‌نژاد (مال مردم نخورها!) را به دو دسته زیر تقسیم کرد.

۱٫ با نفوذها

۲٫ متعصبین

دسته اول کسانی هستند که تا کنون همیشه مورد احترام بوده‌اند و به عنوان مشاورین و تصمیم گیران پشت پرده، دولت‌های سازندگی و اصلاحات را یاری کرده‌اند. این افراد با اینکه رانت خوار نبودند، امکان استفاده از رانت‌های زیادی را داشته‌اند. و همین امر باعث می‌شده که از نظر روانی احساس قدرت کنند. اما اکنون در دولت احمدی‌نژاد اصطلاحاً دیگر خرشان نمی‌رود. و همین موضوع باعث شده‌است که از دست او کفری شوند. دیگر نمی‌توانند در همه امور نظر خود را به کرسی بنشانند. نمی‌توانند مدیر تعیین کنند و صدها نمی‌توانند دیگر. به همین دلایل بدشان نمی‌آید که احمدی‌نژاد و دولت خوب نباشند!

اما دسته دوم کسانی هستند که بر مسائل خاصی تعصب دارند. مثلا کسانی که آقای هاشمی رفسنجانی را همان مرد شکنجه شده روزهای مبارزه علیه رژیم طاغوت می‌دانند. این گونه افراد نمی‌توانند تحمل کنند که رفتارهای غلط امثال هاشمی توسط احمدی‌نژاد مورد نقد قرار گیرد.

BRT


گاهی اوقات اگر از یک امکان خوب، بجا استفاده نشود، تبدیل به یه چیز بد می‌شود. مثل این اتوبوس‌های BRT در اتوبان افسریه.

از وقتی که این خط راه‌اندازی شده، راننده‌هایی که از این اتوبان استفاده می‌کنند، از حدود ۵:۳۰ صبح تا ۱۱:۳۰ شب با ترافیک سنگین دست و پنجه نرم می‌کنند.

پ ن/ دکتر قالیباف شهردار تهران، در یکی از مساجد افسریه گفته بود که این خط بی آر تی به درخواست دولت راه‌اندازی شده است. که البته این گفته ایشون با واکنش تند یکی از مخاطبین روبرو شد.
فردای آن روز هم وزیر کشور این مطلب رو به شدت تکذیب کرد.

پژو پارس


پژو پارس یا همان پژو پرشیا، ماشین بسیار مزخرفی است.

این ماشین هیچ تفاوت فنی با پژو ۴۰۵ ندارد. به بیان دیگر این خودرو “همین جوری الکی” ۳ و نیم میلیون تومان گران‌تر از پژو۴۰۵ است!

تفاوت های پژو پرشیا با پژو ۴۰۵ به شرح زیر است:

۱٫ ظاهر خودرو متفاوت است

۲٫ شیشه بالابرهای عقب، برقی هستند

۳٫ پژو پارس، چراغ مه شکن جلو دارد

۴٫ صندلی‌های پژو پارس با پژو ۴۰۵ متفاوت است. (امکان تنظیم ارتفاع دارد و بسیار سر و صدا میکند!)

۵٫ در پژو پارس یک دما سنج هم وجود دارد که پژو ۴۰۵ از وجود آن محروم است

باور کنید فقط همین!

البته لازم به ذکر است که پژو پارس در نظر مردم، باکلاس‌تر است ولی به هر حال پیشنهاد می‌کنم که فریب ظاهر این خودرو را نخورید و از خرید آن خودداری کنید.

عضو خوراک مطالب شوید