روزهای سختی بر کروبی می گذرد، کسی که واقعا یار امام بوده و قلبا امام را دوست داشته است.هیچ وقت صحنه ای که کروبی عمامه اش را زمین انداخت و مانند کسی که پدرش مرده است دو دستی بر سرش می کوبید را فراموش نمیکنم.

اما امان از ساده لوحی…karroubi
دوستی در دانشگاه اراک تعریف می کرد که چندتا از بچه های بسیج دانشجویی این دانشگاه، کروبی را دعوت کردند که پس از سخنرانیش برای انجمن اسلامی، به دفتر بسیج بیاید.
کروبی ابتدا قبول نکرده بود. اما بچه ها به او گفته بودند شما که شعار زنده باد مخالف من می دهید، حتی حاضر نیستید در دفتر ما حاضر شوید.
کروبی تغییر عقیده داده بود و با آنها رفته بود.

در دفتر بسیج درباره امام و بسیج صحبت کرده بود و بچه ها به به و چه چه کرده بودند.
بعد یکی از بچه ها گفته بود با این حرف های شما، نظر ما عوض شد و به شما رای میدهیم. اصلا همه حزب الهی های اراک به تو رای میدهند و کروبی بیچاره خام شده بود و کلی تشکر کرده بود.
بعد از بیرون رفتن کروبی از دفتر، از خنده روی زمین افتاده بودند.

حالا شما از کسی که چند جوان ۱۸-۱۹ ساله بازیش می دهند چه انتظاری دارید؟؟
چرا او نباید باور کند که در انتخابات جابجایی آرا صورت نگرفته؟ چرا باور نکند که در بازداشتگاه ها به زندانیان تجاوز شده است؟ و ده ها چرای دیگر.
به نظر من مقصر اصلی، نزدیکان کروبی هستند که او را نه تنها آگاه نمی کنند، خودشان هم به بازی دادن او مشغولند.
امان از وقتی که یک آدم ساده لوح، لجباز هم باشد.

کروبی خیلی شبیه منتظری شده است. خدا به آخر و عاقبتش رحم کند.